پیکر استاد محمود فرشچیان، نگارگر بیهمتای ایران، دوشنبه در آرامگاه صائب تبریزی در اصفهان آرام خواهد گرفت.
ره آورد اخبار: پیکر استاد محمود فرشچیان، نگارگر بیهمتای ایران، بامداد دوشنبه از طریق فرودگاه شهید بهشتی وارد اصفهان میشود و آیین تشییع او ساعت ۱۶ همان روز با حضور مردم، هنرمندان و مسئولان برگزار خواهد شد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان اعلام کرد: در این مراسم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، جمعی از مدیران فرهنگستانهای تهران، استادان دانشگاهها و بیش از ۱۵۰ مهمان از خارج استان حضور خواهند داشت.
مسیر تشییع از هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ـ جایی که استاد گامهای نخستین هنرش را برداشت ـ آغاز و پس از عبور از خیابانهای مطهری، بهشتی و صائب، پیکر استاد در آرامگاه صائب تبریزی آرام خواهد گرفت.
این آیین به صورت زنده از صداوسیما پخش و توسط خبرگزاریها پوشش داده میشود.
زندگی و میراث استاد فرشچیان
محمود فرشچیان نقاشی نمیکرد؛ او جان میبخشید. همانند مسیحایی که در کالبد پرندهای گلی دم حیات میدمد، فرشچیان به بوم خام و رنگهای بیجان زندگی تازه میبخشید. آثار او تنها تصویر نبودند؛ انعکاس باورها، اشتیاقها و رؤیاهای هزاران انسان بودند که در گذر قرنها در ضمیر ناخودآگاه جمعی شکل گرفته بود.
او در سال ۱۳۰۸ در اصفهان، در خانوادهای تاجر فرش چشم به جهان گشود. زیستن در شهری که قرنها خاستگاه هنرمندان بزرگ بود، استعدادش را در طراحی و نگارگری بارور کرد. نخستین آموزگارش حاج میرزا آقا امامی اصفهانی بود؛ هنرمندی مهربان که با صبر و عشق، دست نوجوانی بااستعداد را گرفت و به دنیای نقش و رنگ وارد کرد. سپس در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان، شاگردی عیسی بهادری را تجربه کرد؛ استادی که میراث کمالالملک را به او سپرد و از مینیاتور تا نقوش قالی، همه آموختههایش را به او منتقل ساخت.
پس از پایان تحصیل و سربازی، عطش یادگیری او را به اروپا کشاند. در موزههای اتریش، ساعتها مقابل تابلوها میایستاد، یادداشت میکرد و با شوری سیریناپذیر جزئیات را میکاوید. حاصل این سفرها، تولد سبکی نو در هنر ایران بود: آمیزهای از نگارگری ایرانی و تکنیکهای غربی که رنگها و خطوطی تازه را به جهان معرفی کرد.
تابلوهای فرشچیان آکندهاند از لاجوردهای بیپایان و آبیهای کبود، که هر بار تصویری شگفت از دل آنها زاده میشود. خطوط منحنی، رنگهای گرم و درخشان و بهرهگیری از ادبیات فارسی و روایتهای دینی، ویژگی یگانه آثار اوست. آثاری چون «عصر عاشورا»، «یتیمنوازی علی»، «شهادت علیاصغر» و «شام غریبان» تنها نقاشی نیستند؛ آنها بازتاب ایمان و احساس مردمیاند که با دیدنشان، خاطره روضهها و حماسهها در جانشان زنده میشود.
فرشچیان بارها از خاطرهای سرنوشتساز یاد کرده است: روزی که حاج میرزا امامی به او آموخت چگونه غزالی بکشد. او همان شب تا صبح بیدار ماند و دویست غزال بر کاغذ نشاند. صبحگاه، استاد با شگفتی کارهایش را دید و پس از آزمون کوتاهی، پیشانی او را بوسید و گفت: «تو روزی هنرمندی بزرگ خواهی شد.» آن غزالها تا پایان عمر در دل و آثارش ماندند؛ نشانهای از تولد یک مسیر.
وقتی پیکر این هنرمند به اصفهان بازگردد، شهر نه تنها سوگوار فرزند خویش خواهد بود، بلکه رنگهایی از خاطره و ایمان نیز دوباره جان میگیرد؛ چراکه نام محمود فرشچیان تنها یادآور نقاشی نیست. او معمار جهانی بود که در آن رنگ و ایمان، روایت و خیال به هم پیوستند و میراثی آفریدند که در فرهنگ ایران تا همیشه خواهد درخشید.