
ره آورد اخبار: منطقهای کردن جنگ و استفاده از اهرم راهبردی تنگه هرمز نشان داد که ایران ظرفیت تحمیل هزینههای فراتر از میدان نبرد مستقیم را دارد. این اقدامات مؤثر بودهاند، اما ظاهراً برای تغییر پایدار محاسبات دشمن کافی نبودهاند.
واقعیت این است که با وجود موفقیتهای ایران در عرصه جنگ نظامی و اقتصادی، دشمن هنوز به این جمعبندی نرسیده که تکرار تجاوز، هزینهای غیرقابلتحمل برایش خواهد داشت؛ مسئلهای که بخشی از آن به خطاهای محاسباتی مسئولان ما بازمیگردد: از استفاده نکردن از تمام ظرفیتهای نظامی برای تحمیل هزینه بیشتر، تا شتابزدگی در حرکت به سمت مذاکرات اسلامآباد و اصرار مکرر برخی مسئولان بر مذاکره؛ رفتارهایی که در کنار پالسهای ضعف و عقبنشینی، میتوانند این پیام را به دشمن منتقل کنند که فشار بیشتر، سرانجام ایران را به امتیازدهی وادار خواهد کرد.
وقتی برخی مسئولان و سیاستمداران، بهجای نمایش انسجام و اتکا به قدرت ملی، پیوسته بر ضرورت مذاکره تأکید میکنند، برای بازگشت به میز مذاکره شتابزدهاند و با اظهارات متناقض، سیگنال ضعف و عقبنشینی میفرستند، نباید انتظار داشت محاسبات دشمن صرفاً بر اساس توان نظامی ایران شکل بگیرد. اصرار بر مذاکره از موضع استیصال، میتواند دشمن را به این نتیجه برساند که با افزایش فشار، امتیاز بیشتری خواهد گرفت.
مسئولانی که تا پیش از جنگ ۴۰ روزه، تأکید داشتند که باید به چرخه مذاکره، جنگ، آتشبس پایان داد، امروز نهتنها راهبردی برای برونرفت از این چرخه ارائه نمیکنند بلکه گویا تجربه و استدلال گذشته خود را فراموش کردهاند و حتی در جاییکه دشمن نه به زبان و نه در عمل میلی به مذاکره و گفتوگو از خود نشان نمیدهد، اصرار بازگشت به میز مذاکره و توافقنامه اسلام آباد از طرف سران قوا مشاهده میشود.
آنچه به حکم تجربه مسلم است، ایران باید از وضعیت صرفاً دفاعی و واکنشی خارج شود و ابتکار عمل را در عرصههای نظامی، سیاسی و دیپلماتیک به دست بگیرد. در عرصه دیپلماسی باید بهطور رسمی اعلام کند که توافقنامه اسلام آباد از سوی آمریکا و اسرائیل بارها و بارها نقض شده و دیگر هیچ اعتباری نداشته و بازگشت به آن نیز معنا ندارد چراکه اگر کارآمد بود باید تا الان نتایجش را در صحنه عمل مشاهده میکردیم.
در عرصه نظامی نیز همانطور که مسئولان امر بارها گفتهاند ایران تا کنون چند مورد اقدام پیشدستانه علیه دشمن داشته از جمله هدف قرار دادن پایگاههای نظامی آمریکا در اردن؛ تکرار چنین حرکتهایی به انضمام نمایش تحرکات نظامی در میدان و تهدید مستقیم، شفاف و آشکار میتواند تا حدود زیادی ما را از وضعیت انفعالی خارج کند.
ارائه بانک اهداف قطعی، مشخص کردن محدوده درگیری احتمالی آینده و ابعاد آن، همچنین آغاز فاز عملیاتی برخی از تهدیدات گذشته از جمله وادار کردن ناوهای آمریکایی به عقبنشینی بیشتر، میتواند در این عرصه رویکرد فعال تلقی شود.
